X
تبلیغات
جوانان دبیران

جوانان دبیران
به وبلاگ جوانان دبیران خوش آمدید. 
قالب وبلاگ

میدانید چرا حلقه ازدواج را در چهارمین انگشت دست چپ میگذارند ؟

...برو به ادامه مطلب...


موضوعات مرتبط: دانستنی های دوستانه
ادامه مطلب
[ ] [ ] [ احسان ]

چرا؟

چرا روی آدرس اینترنت به جای یک دبلیو؛سه تا دبلیو می گذارند ؟ چون کار از محکم کاری عیب نمی کند

 اگر اسکلت از بالای دیوار بپرد پایین چه می شود ؟ هیچ وقت این کار را نمیکند چون جیگر ندارد!

 چرا مار نمی تواند به مسافرت برود ؟ چون دست ندارد که برای خداحافظی تکان دهد!

 برای قطع جریان برق چه باید کرد ؟ باید قبض آن را پرداخت نکرد!

 نصف النهار چیست ؟ همان شام است که در واقع نصف نهار است که برای شام مانده است!

 آخرین دندانی که در دهان دیده می شود چه نام دارد؟ دندان مصنوعی!

 چرا دوچرخه خودش نمی تواند به ایستد؟ چون خیلی خسته است!

اگر کسی قلبش ایستاده بود چه می کنید؟ برایش صندلی می گذاریم !

 دارچین رو چگونه درست می شود؟ وقتی یک چینی را دار بزنند!

 چرا لک لک موقع خواب یک پایش را بالا می گیرد ؟ چون اگر هر دو تا رو بالا بگیرد ؛ می افتد!

 اگر شخصی خیلی سر شناس باشد ؛ به نظر شما چه کاره است ؟ آرایشگر!

 اگر تلویزیون روشن نشد چه می کنید ؟ آن را هل می دهیم و می زنیم کانال دو!

 شباهت دماسنج با ورقه ی امتحان در چیست؟ هر دو وقتی به صفر می رسند آدم می لرزد!

چرا دود از دودکش بالا می رود ؟ چون ظاهرا چاره ی دیگری ندارد!

 شباهت نون سوخته با آدم غرق شده چیست ؟ هر دو تاشونو دیر کشیدن بیرون!

 فرق یخمک با آتروپات در چیست؟ یخمک خوشمزه تر است!

 فرق باتری با مادر زن در چیست ؟ باتری حداقل یک قطب مثبت دارد اما مادر زن هیچ چیز مثبتی ندارد!

 اختراعی که برای جبران اشتباهات بشر درست شده است چیست ؟ طلاق!

 چه طوری زیر دریایی رو غرق می کنند؟ یه غواص میره در میزنه !

 ناف چیست؟ ناف نمره ی صفری است که طبیعت به شکم بی هنر داده است!

خط وسط قرص برای چیه ؟ برای این که اگر با آب پایین نرفت با پیچگوشتی بره !

 یک نفر چگونه یک پرنده رو می کشد؟ آن را از بالای یک صخره به پایین پرتاب می کند




موضوعات مرتبط: دانستنی های دوستانه
[ ] [ ] [ احسان ]
موفقیت را می توان رسیدن به هدف یا اهدافی که هر فرد در ذهن خود دارد بیان کرد. البته یک سری از هدف ها می تواند برای دیگران نیز رسیدن به آن هائز اهمیت باشد.مانند:موفقیت در تحصیلات، كسب در آمد زيادو غيره و بعضي اهداف نيز تنها براي خودشخص اهميت دارد كه به طور مثال رسيدن به شغل خاصي و يا ازواج با شخص خاصي كه از نظر ديگران رسيدن به آن ها مهم نباشد.

 آيا شما خود را فرد موفقي ميدانيد ؟ و آيا اين خصايص را داريد ؟ و آيا فرد موفق خصيصه ديگري هم دارد؟

چهل عادت آدمهاي موفق

 ۱) فرصت‌هایی را می‌بینند و پیدا می‌کنند که دیگران آنها را نمی‌بینند.

۲) از مشکلات درس می‌گیرند، در حالی که دیگران فقط مشکلات را می‌بینند.

 ۳) روی راه‌حل‌ها تمرکز می‌کنند.

 ۴) هوشیارانه و روشمندانه موفقیت‌شان را می‌سازند، در زمانی که ...

...بقیه در ادامه مطلب...


موضوعات مرتبط: دانستنی های دوستانه
ادامه مطلب
[ ] [ ] [ احسان ]
پرسیدم..... ، چطور ، بهتر زندگی کنم ؟
 
 با كمی مكث جواب داد :
 
گذشته ات را بدون هیچ تأسفی بپذیر ،
با اعتماد ، زمان حالت را بگذران ،
و بدون ترس برای آینده آماده شو .
ایمان را نگهدار و ترس را به گوشه ای انداز .
شک هایت را باور نکن ،
وهیچگاه به باورهایت شک نکن .
زندگی شگفت انگیز است ، در صورتیكه بدانی چطور زندگی کنی .
 
 
پرسیدم ، آخر .... ،
و او بدون اینكه متوجه سؤالم شود ، ادامه داد :
 
 
مهم این نیست که قشنگ باشی ... ،
قشنگ این است که مهم باشی ! حتی برای یک نفر .
كوچك باش و عاشق ... كه عشق ، خود میداند آئین بزرگ كردنت را ..
بگذارعشق خاصیت تو باشد ، نه رابطه خاص تو با کسی .
موفقیت پیش رفتن است نه به نقطه ی پایان رسیدن ..
داشتم به سخنانش فكر میكردم كه نفسی تازه كرد وادامه داد ... 

 
هر روز صبح در آفریقا ، آهویی از خواب بیدار میشود و برای زندگی كردن و امرار معاش در صحرا میچراید ،
آهو میداند كه باید از شیر سریعتر بدود ، در غیر اینصورت طعمه شیر خواهد شد ،
شیر نیز برای زندگی و امرار معاش در صحرا میگردد ، كه میداند باید از آهو سریعتر بدود ، تا گرسنه نماند ..
مهم این نیست كه تو شیر باشی یا آهو ... ،
مهم اینست كه با طلوع آفتاب از خواب بر خیزی و برای زندگیت ، با تمام توان و با تمام وجود شروع به دویدن كنی ..
به خوبی پرسشم را پاسخ گفته بود ولی میخواستم باز هم ادامه دهد و باز هم به ... ،
كه چین از چروك پیشانیش باز كرد و با نگاهی به من اضافه كرد :
زلال باش .... ،‌ زلال باش .... ،
فرقی نمی كند كه گودال كوچك آبی باشی ، یا دریای بیكران ،
زلال كه باشی ، آسمان در تو پیداست.

 
دو چيز را هميشه فراموش كن:
خوبي كه به كسي مي كني
بدي كه كسي به تو مي كند
 
 
هميشه به ياد داشته باش:
در مجلسي وارد شدي زبانت را نگه دار
در سفره اي نشستي شكمت را نگه دار
در خانه اي وارد شدي چشمانت را نگه دار
در نماز ايستادي دلت را نگه دار
 
 
دنيا دو روز است:
يك با تو و يك روز عليه تو
روزي كه با توست مغرور مشو و روزي كه عليه توست مايوس نشو. چرا كه هر دو پايان پذيرند.
به چشمانت بياموز كه هر كسي ارزش نگاه ندارد
به دستانت بياموز كه هر گلي ارزش چيدن ندارد
به دلت بياموز كه هر عشقي ارزش پرورش ندارد
 
 
دو چيز را از هم جدا كن:
عشق و هوس
 
 
چون اولي مقدس است و دومي شيطاني، اولي تو را به پاكي مي برد و دومي به پليدي.
 
در دنيا فقط 3 نفر هستند كه بدون هيچ چشمداشت و منتي و فقط به خاطر خودت خواسته هايت را بر طرف ميكنند، پدر و مادرت و نفر سومي كه خودت پيدايش ميكني، مواظب باش كه از دستش ندهي و بدان كه تو هم براي او نفر سوم خواهي بود.
 
چشم و زبان ، دو سلاح بزرگ در نزد تواند، چگونه از آنها استفاده ميكني؟ مانند تيري زهرآلود يا آفتابي جهانتاب، زندگي گير يا زندگي بخش؟
 
بدان كه قلبت كوچك است پس نميتواني تقسيمش كني، هرگاه خواستي آنرا ببخشي با تمام وجودت ببخش كه كوچكيش جبران شود.
 
هيچگاه عشق را با محبت، دلسوزي، ترحم و دوست داشتن يكي ندان، همه اينها اجزاء كوچكتر عشق هستند نه خود عشق.
 
هميشه با خدا درد دل كن نه با خلق خدا و فقط به او توكل كن، آنگاه مي بيني كه چگونه قبل از اينكه خودت دست به كار شوي ، كارها به خوبي پيش مي روند.
 
از خدا خواستن عزت است، اگر برآورده شود رحمت است و اگر نشود حكمت است.
 
از خلق خدا خواستن خفت است، اگر برآورده شود منت است اگر نشود ذلت است.

 

پس هر چه مي خواهي از خدا بخواه و در نظر داشته باش كه براي او غير ممكن وجود ندارد و تمام غير ممكن ها فقط براي شماست. 

[ ] [ ] [ احسان ]

این سوالیه که یکی از دوستای جوون ما در اولین روز های شروع کار  پرسیده. حالا جوابش اینجاست تا شما هم بخونید. از هرکس که نظرش رو بگه پیشاپیش ممنونم.

 

دوست عزیز سلام،

یک راست میرم سر اصل مطلب.

هدف زندگی چیزی نیست که بشه دیکته اش کرد، من بخونم و تو بنویسی!

هدف من توی زندگی بدرد تو نمی خوره،(هر چند همة آدم ها برای رسیدن به یک نقطه آفریده شدن) اما خودت باید پیداش کنی. آدم ها آفریده شدن تا راه رو پیدا کنن ، انتخابش کنن و بعد با قدم های استوار وارد مسیری بشن که اونا رو به بهترین شکل به نقطة آخر میرسونه . این راه برای همه یکسان نیست، چون شرایط آدما یکسان نیست .اما نکته اینجاست که هر کس چقدر توی مسیرش درست پیش میره ، چقدر درجا میزنه و چقدر به عقب برمیگرده.

اما یه چیزایی هست که شاید بتونه کمکت کنه:

1.این انسان خاکی به طور معمول بیش از یکبار زندگی نمی کنه و تو این دوره زمونه عمر نوح هم که نداره، پس نمیتونه با هر فصلی که عوض میشه مسیرش رو عوض کنه.مگه اینکه بخواد آخر زندگی به هیچ جا رسیده باشه!!.(بعضی وقتها حتی فرصت نداریم اشتباهاتمون رو جبران کنیم.)

2.اینم یه جملة کلیشه ای:« هدف هرگز وسیله رو توجیه نمی کنه.» اما هدف همیشه مسیر رو تعیین میکنه.

یه مسیر غلط هرگز به یه هدف درست نمی رسه، چیزی که اگر در ابتدای این مسیر بایستی میبینی فقط سرابی از مقصده.

3.اما یه نکتة خیلی مهم: چیزی که جزئی از مسیر زندگیه، نمی تونه هدف زندگی باشه.برات یه مثال میزنم، نمی شه هدف زندگیت رو دوست داشتن دیگران یا بودن با کسایی که دوستشون داری قرار بدی، چون این حزئی از مسیر زندگی آدمیزاده که باید برای رسیدن به مقصد واقعی ازش استفاده کنه.( به این فکر کن که اگر همچین چیزی هدف زنگیه یه نفر باشه وقتی بش رسید ،بعد از مدتی که به این روند عادت کرد دیگه انگیزه ای برای ادامه نخواهد داشت. و اگر به این به اصطلاح هدف نرسه بازم نباید دلیلی برای ادامه داشته باشه.مواظب باش یه وقت وسیله ها جای هدف های بزرگت رو نگیرن!

4.اینکه ما چه هدفی برای زندگیمون انتخاب می کنیم، بستگی به درک و فهم ما داره که چقدر اهداف رو بشناسیم و براشون اهمیت قائل باشیم. مسلماً بهترین راه اولاً راهیه که برای آدم راحتی و لذت ایجاد کنه ، ثانیاً این راحتی و لذت باید پایدار و فراوان باشه.

5.با این اوصاف فکر کنم کاملاً واضحه که هدف من و تویی که آدمیزاد آفریده شدیم ، چیزایی نیست که در دنیای اطرافمون می بینیم و نمی بینیم. مدارج علمی ، لحظه های زندگی، ویژگی هات ، دارایی ها و هر چیزی که فکرش بکنی ، تو این دنیا فقط و فقط قسمت هایی از زندگی و وسیله هایی هستند برای پرورش چیزی که بهش می گن روح.حتی جسم وسیله ایه در دست روح برای اینکه به جایی برسه که برای اون خلق شده.( آدم ها خیلی بیش تر از اینکه جسم باشن ، روح هستند.)

6. و اما آخر اینکه ؛

نمی شه هدف رو با تجربه کردن شناخت.خدایی که مارو آفریده ، توی این بوم نقاشیش طرح بهترین هدف رو برامون کشیده و راه رسیدن به اونم جلوی پامون گذاشته، تقصیر خودمونه که بعضی وقتها رومون رو بر می گردونیم!!!!!!!!

 توی سوالت پرسیدی:" هدف شما از زندگی چیه؟"

اصلاً دوست ندارم دیدگاه های خودم رو تشریح کنم، اما بخاطر اینکه راه اندازی این وبلاگ بر اساس انگیزه های روشنی در مسیر همون هدفیه که گفتم و  برای اینکه فکر نکنی خواستم بپیچونم، نظر شخصیم رو خیلی واضح میگم:

من معتقدم آدمیزاد آفریده شده تا خودش رو کشف کنه و خلق شده تا در مسیر زندگی این لیاقت رو پیدا کنه که به خدایی که خالقشه نزدیک و نزدیک تر بشه.

انسان یک موجود مرکبه. هم روح داره و هم جسم و در قبال هر دوش مسئوله. انسان ها در قبال دیگران هم وظیفه دارن . در فبال تک تک کسایی که در طول یک روز ممکنه اونا رو ببینن. ( بخاطر همین وظایفه که خدا تا جایی که امکان داشته همه چبز رو برای زندگی مشخص کرده چون این واقعاً از عهده ی انسان خارجه.) بنابر این هر کس دنبال راه  درست زندگی و دنبال هدف زندگی می گرده ، وظیفه داره در حد توانش دیگران رو یاری کنه. انسان ها آفریده شدن تا مایه ی نجات و سعادت هم دیگه باشن ،( اما بعضی ها هم خودشون راه رو اشتباه می رن و هم کوهی میشن بر سر راه سعادت دیگران) هرکس باید قسمتی از راه رو روشن کنه . هم برای خودش و هم برای دیگران. راهی که آخرش چیزی جز خدا نیست. همون خدایی که از روح خودش در جسم آدم دمید.

فکر کنم حالا اگه بگم من زندگی میکنم چون زندگی وسیله ای برای رشد آدمه و اگه بگم هدفم در زندگی اینه که یک به یک جملاتی که گفتم رو با تک تک سلول های بدنم تجربه کنم ، دیگه نیازی نباشه که بیشتر توضیح بدم.

 

دوست جوانم ،  خوشحالم از اینکه به ما اعتماد کردی( و البته سپاس گزار) ، امیدوارم از این اعتماد پشیمون نشده باشی.

حتماً نظراتت رو برای ما بنویس تا شاید وقتی که صرف می کنیم نتایج بهتری داشته باشه.


موضوعات مرتبط: دانستنی های دوستانه
[ ] [ ] [ احسان ]
چقدر این لحظه ها را دوست دارم

چقدر دوست دارم صدای نزدیک شدن ثانیه هایی که امید آمدنت را وعده می دهد

این ثانیه ها را دوست دارم و دوست دارم که آنجا باشم

آنجایی که آسمانش در زمین است

نزدیک نزدیک

خورشید را که می نگری چشمانت نمی سوزد اشک میهمانش می شود

و من چقدر آرزو دارم این شب ها خورشید گنبدت روشن گر قلبم باشد

قلبی که تاریک شده و می خواهد که جلا یابد

به حق غربت چشمان آهویی که تو ضمانتش را کردی چشم های تب دارم را در حسرت مگذار

دلم هوای حرمت را کرده

بگذار چشم هایم را ببندم و حس کنم نسیم خنکی را که در صحن انقلابت می پیچد

بگذار بنوشم شراب نقاره خانه ات را که گوش هایم عطش دارد

چقدر دلم هوای حرمت را  دارد...

من که توی  سیاهی ها از همه رو سیا ترم میون اون کبوترا با چه رویی بپرم...

[ ] [ ] [ احسان ]
 سلام به همه دوستام که این انشا را می خونن!!

این انشا رو بخونید خیلی عشقه!!!!!!!!!!!!

نام : كمال
كلاس : دبستان
موزو انشا :
عزدواج!




هر وقت من یك كار خوب می كنم مامانم به من می گوید بزرگ كه شدی برایت یك زن خوب می گیرم.
تا به حال من پنج تا كار خوب كرده ام و مامانم قول پنج تایش را به من داده است.
حتمن ناسرادین شاه خیلی كارهای خوب می كرده كه مامانش به اندازه استادیوم آزادی برایش زن گرفته بود. ولی من مؤتقدم كه اصولن انسان باید زن بگیرد تا آدم بشود ، چون بابایمان همیشه می گوید مشكلات انسان را آدم می كند.
در عزدواج تواهم خیلی مهم است یعنی دو طرف باید به هم بخورند. مثلن من و ساناز دختر خاله مان خیلی به هم می خوریم.
از لهاز فكری هم دو طرف باید به هم بخورند، ساناز چون سه سالش است هنوز فكر ندارد كه به من بخورد ولی مامانم می گوید این ساناز از تو بیشتر هالیش می شود..
در عزدواج سن و سال اصلن مهم نیست چه بسیار آدم های بزرگی بوده اند كه كارشان به تلاغ كشیده شده و چه بسیار آدم های كوچكی كه نكشیده شده. مهم اشق است !
اگر اشق باشد دیگر كسی از شوهرش سكه نمی خواهد و دایی مختار هم از زندان در می آید من تا حالا كلی سكه جم كرده ام و می خواهم همان اول قلكم را بشكنم و همه اش را به ساناز بدهم تا بعدن به زندان نروم.
مهریه و شیر بلال هیچ كس را خوشبخت نمی كند. همین خرج های ازافی باعث می شود كه زندگی سخت بشود و سر خرج عروسی دایی مختار با پدر خانومش حرفش بشود دایی مختار می گفت پدر خانومش چتر باز بود.. خوب شاید حقوق چتر بازی خیلی كم بوده كه نتوانسته خرج عروسی را بدهد. البته من و ساناز تفافق كرده ایم كه بجای شام عروسی چیپس و خلالی نمكی بدهیم. هم ارزان تر است ، هم خوشمزه تراست تازه وقتی می خوری خش خش هم می كند!
اگر آدم زن خانه دار بگیرد خیلی بهتر است و گرنه آدم مجبور می شود خودش خانه بگیرد. زن دایی مختار هم خانه دار نبود و دایی مختار مجبور شد یك زیر زمینی بگیرد. میگفت چون رهم و اجاره بالاست آنها رفته اند پایین! اما خانوم دایی مختار هم می خواست برود بالا! حتمن از زیر زمینی می ترسید. ساناز هم از زیر زمینی می ترسد برای همین هم برایش توی باغچه یك خانه درختی درست كردم. اما ساناز از آن بالا افتاد و دستش شكست.. از آن موقه خاله با من قهر است.
قهر بهتر از دعواست. آدم وقتی قهر می كند بعد آشتی می كند ولی اگر دعوا كند بعد كتك كاری میکند
.


موضوعات مرتبط: دانستنی های دوستانه
[ ] [ ] [ احسان ]

به مرد بودن خود باید افتخار کرد چون:

۱- هميشه از نام خانوادگي شما استفاده مي‌شود.
2- مدت زمان مكالمه‌ي تلفني شما حداكثر30 ثانيه است.
3- براي يك مسافرت يك هفته اي تنها يك ساك كوچك دستي نياز داريد.
4- در تمام شيشه هاي مربا و ترشي را خودتان باز مي‌كنيد.
5- دوستان شما توجهي به كاهش يا افزايش وزن شما ندارند.
6- جنسيت شما در موقع مصاحبه‌ي استخدام مطرح نيست.
7- لازم نيست كيفي پر از لوازم بي استفاده را همه جا به دنبالتان بكشيد.
8- ظرف مدت 10دقيقه مي‌توانيد حمام كنيد و براي رفتن به مهماني آماده شويد.
9- همكارانتان نمي‌توانند اشك شما را در بياورند.
10- اگر در 34 سالگي هنوز مجرديد، احدي به شما ايراد نمي‌گيرد.

1۱- رنگ اجزاء صورت شما در هر صورت طبيعي است.
12- با يك دسته گل مي‌توانيد بسياري از مشكلات احتمالي را حل كنيد.
13- وقتي مهمان به خانه‌ي شما مي‌آيد لازم نيست اتاق را مرتب كنيد.
14- بدون هديه مي‌توانيد به ديدن تمام اقوام و دوستانتان برويد.
15- مي‌توانيد آرزوي هر پست ومقامي را داشته باشيد.
16- حداقل بيست راه براي بازكردن در هر بطري نوشابه‌ي داخلي يا خارجي بلد هستيد.
17- ضرورتي ندارد روز تولد دوستانتان را به خاطر داشته باشيد.


موضوعات مرتبط: اشعار دوستانه
[ ] [ ] [ احسان ]

صبر کن !!!!

صبرکن عشق زمین گیر شود ، بعد برو

یا دل از دیدن تو سیر شود ، بعد برو

ای پرنده به کجا ؟ قدری دگر صبر نما

آسمان پای پرت پیر شود ، بعد برو

یک نفر حسرت دیدار تو را می دارد

خنده کن عشق نمک گیر شود، بعد برو

تو اگر کوچ کنی ، بغض خدا می شکند

صبر کن گریه به زنجیر شود ، بعد برو

خواب دیدی شبی از دور ، سوارت آمد

باش تا خواب تو تعبیر شود ، بعد برو


موضوعات مرتبط: اشعار دوستانه
[ ] [ ] [ احسان ]

....نیش دوست از زهر عقرب بدتر است.....


موضوعات مرتبط: گالری عکس، دانستنی های دوستانه
[ ] [ ] [ احسان ]

   جادوی سکوت

من سکوت خویش را گم کرده ام!

لاجرم در این هیاهو گم شدم

من؛که خود افسانه می پرداختم،

عاقبت افسانه ی مردم شدم!

 

ای سکوت، ای مادر فریادها ،

ساز جانم از تو پرآوازه  بود،

تا در آغوش تو ،راهی داشتم،

چون شراب کهنه ،شعرم تازه بود

 

در پناهت برگ و بار من شکفت

تو مرا بردی به شهر یادها

من ندیدم خوشتر از جادوی تو

ای سکوت ،ای مادر فریادها!

 

گم شدم در این هیاهو ،گم شدم

تو کجایی تا بگیری داد من؟

گر سکوت خویش را می داشتم

زندگی پر بود از فریاد من!!!


موضوعات مرتبط: اشعار دوستانه
[ ] [ ] [ احسان ]

زلال که باشی آسمان در تو پیداست ...

پرسیدم .... ،

چطور ، بهتر زندگی کنم ؟

 با كمی مكث جواب داد :

گذشته ات را بدون هیچ تأسفی بپذیر ،

با اعتماد ، زمان حالت را بگذران ،

و بدون ترس برای آینده آماده شو .

ایمان را نگهدار و ترس را به گوشه ای انداز .

شک هایت را باور نکن ،

وهیچگاه به باورهایت شک نکن .

زندگی شگفت انگیز است ، در صورتیكه بدانی چطور زندگی کنی .

پرسیدم ،

آخر .... ،

و او بدون اینكه متوجه سؤالم شود ، ادامه داد :


موضوعات مرتبط: اشعار دوستانه
ادامه مطلب
[ ] [ ] [ احسان ]

این داستان را بخوانید که چند چیز را یاد بگیرید :

1 - اینکه شکر خدا را فراموش نکنیم و 2- بدونیم که کسانی هستند که واقعا به سختی زندگی می کنند و ما ازشون بی خبریم.

چند روزی بود که از خونه بیرون نرفته بود . خوب واسه این بود که کاری نداشتم.اون روزا تابستون بود و مدرسه ها هم تعطیل بود قبل از اون می رفتم بیرون و با بچه ها تو کوچه های تنگ و باریک تهران (جنوب شهر)بازی می کردیم.

دیگه واقعا از زندگی سیر شده بودم. همیشه این فکر رو می کردم که شاید روحیات من با این نوع زندگی فقیرانه سازگار نیست . واقعا هم همین بود که من نمی توانستم به این سختی زندگی کنم.

بعضی وقتا که تو خونه تنها می شدم داد می زدم که :

-                                 .....برو به ادامه مطلب.....


موضوعات مرتبط: دانستنی های دوستانه
ادامه مطلب
[ ] [ ] [ احسان ]

لطفا نظر دهید.


موضوعات مرتبط: گالری عکس
[ ] [ ] [ احسان ]

هرچی تو بگی!!!!!!!!!!!!!!


موضوعات مرتبط: گالری عکس
[ ] [ ] [ احسان ]

رفیق گور بابای دنیا !!!!!!


موضوعات مرتبط: گالری عکس
[ ] [ ] [ احسان ]


موضوعات مرتبط: گالری عکس
[ ] [ ] [ احسان ]

قبل و بعد ازدواج . . .

قبل از ازدواج:

پسر: بالاخره موقعش شد،خیلی‌ انتظار کشیدم

دختر: تا حالا شده که بخواهی با هم نباشیم ؟

پسر: حتی فکرش را هم نکن

دختر: دوستم داری ؟

پسر: البته، هر روز بیشتر از دیروز

...دختر: تا حالا به من خیانت کردی ؟

پسر: نه ! برای چی‌ می‌پرسی‌ ؟

دختر: منو میبوسی ؟

پسر: معلومه ! هر موقع که بتونم

دختر: منو کتک میزنی ؟

پسر: دیوانه شدی ؟

دختر: می‌تونم به تو اعتماد کنم ؟

پسر: بله

دختر: عزیزم

.

.

بعد از ازدواج

حالا از پائین به بالا بخوانید!!!!!


[ ] [ ] [ احسان ]

موضوعات مرتبط: گالری عکس
[ ] [ ] [ احسان ]

زندگی زیباست.....

*****

زندگی زیباست .

 من حس میکنم خنده ها را می شود تقسیم کرد.
می شود تصویری از لبخند را بر لب بغض کهن ترسیم کرد.

می شود مثل صفای شعله بود در فضای سرد یخبندان دل.
می شود نقدی به سوی نور زد از نگاه تیره زندان دل.

می شود صبح و سلام و عشق را با طلوع یاد تو آغاز کرد.
می شود با بال رنگین خیال تا فراسوی زمان پرواز کرد.

می شود صاف و زلال و آیینه وار انعکاس لحظه های عشق بود.
می شود در باغ گلرنگ پگاه خیس باران صفای عشق بود.

می شود در آسمان چشم تو خیره شد تا کهکشان نور راند.
می شود خورشید بود و بیقرار روشنی بخشید و گرما و سرور.
می شود آئین دل را تازه کرد در بهار عشق با باران نور.

می شود با مهربانیهای خود عشق را با زندگی پیوند زد.
می شود هر صبح مثل آفتاب شادمان بر زندگی لبخند زد.

می شود مضمون ناب عشق را لابه لای حرفهای تازه جست .
می شود چون ریشه بابونه ها در لابه لای بوته زار عشق رست.

می شود با واژه های تازه گفت : زندگی زیباست با لبخند عشق.
می شود چون ساقه تردی شکفت در بهار باغ با پیوند عشق.

 زندگی زیباست .

من حس می کنم خنده ها را می شود تقسیم کرد.!

می شود تصویری از لبخنـــــــــــد را بر لب بغــــــــض کهن ترسیم کرد!

زندگی زیباست ....


موضوعات مرتبط: اشعار دوستانه
[ ] [ ] [ احسان ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

اهل کارم .....
روزگارم بد نيست
هنری دارم
خرده عقلي، سر سوزن شوقي"
.
.
.
.
.
امکانات وب